زدل می خوانم واز دل نویسم |

چو عکاسی است این دنیاعزیزان
که می گیرد دمادم عکس مان آن
اگر خواهی که نقشت خوب باشد
ز دل لبخنـد زن با این جهان بان
بیا ســـــــاقی مرا باز آشنا کن
زغمها ورارهانم ،رو به ما کن
بیا آغوش وا کن ساغرم ریز
به بوی می ، دوایم ده دوا کن
با دیدن این تصویر
http://www.gigaimage.com/images/1jekub56zvtk566kmi3l.jpg
فریاد در گلویم می نوردد دامن را....
لبم آغشته با اشک است وبا آه
نمــی دانم چگویم وای من وا
به بطـــن مادرش درکام میهن
چنین خونین بدن شد وای بر ما
یــــــکی رنگ بهاری را طلب کرد
یـــــکی رنگ خزان آهنگ لب کرد
من ازصدهاهزاران رنگ و وارنگ
پسنــــدم رنگ لب، آن را عنب کرد
امسال دیار مرا گردو غبار باران بودو از بهارو باران اثری نیست که نیست... ازسوز فراق او دلنوشته ای نگاشته شده که در قسمت ادامه تقدیم دوستان می نمایم..... نوروز بر همگان خجسته باد
در این وبلاگ نیز نظر دریغ مدار
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|