تبليغاتX
دل خون دل نوشته - شکوه دل ز سد سیوند
 
زدل می خوانم واز دل نویسم
 

به منظور بزرگداشت شهریارعدالت پرور ایران زمین نگارنده اولین منشور حقوق بشر و گامی در راستای اعتلای انسجام ملی و حفظ نوامیس فرهنگی و آثار ملی  عنایتاٌ به تهدید آبگیری سد سیوند به مجموعه باستانی پاسارگاد ، بیم ازبین رفتن این مفاخر ملی دل را به نگاشتن واداشت و چنین شکوه آغاز نمود:

بــرای کِشـت چنـــدیــــن دانـــه ارزن

چه ویران می کنی این شهر وبرزن؟!

بیـــا ای همـــــــــــــوطن کــاری نمایم

که دارد مــی بــرد ایـن خانه رهــــزن

 

نگراکنون که رهزن سیل گشته

تمام خانه را چــــون نیل گشته

اگر خواهی که ویرانش نسازیم

مکن سـدش که اینم میل گشته

 

چو شد سیوند سد تخریب گر شد

تمام خانه را ویرا نه گـــــــر شد

بیا تا مخزنی  دیگــــــــر بسازیم

که این ســــد مخزنی بیدادگر شد

 

به کوروش بایدم شرمی  کـنم من

که با ســـــــدی کنم ویران بــرزن

بیا میراث خـــودرا پــــاس داریـم

که فرض آمد چنیـن برمردوبرزن

 

امید آنکه دولتمردان با دوراندیشی کارشناسانه این مجموعه باستانی بی نظیربشری را ازهر تهدیدی حفاظت نموده ونسل حاضر پاسبانی نیکوبرای حفاظت وانتقال  میراث فرهنگی این مرزوبوم به نسل آتی باشیم

  نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 2:32  توسط دلخون  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM