زدل می خوانم واز دل نویسم |
سپندارمــذ گان، سپـــــندارمـــذ
فروتــن و زاینده ی بی گـــزند
همان ماه زایشـــــگر سرزمین
همان مام میهن،همان زن،زمین
همان پنجمین روزهــرسی روز
کــــه در ماه اسفند شد پر فروز
همان تک نوردی که درکهکشان
چو مــادر بزاید در آن گل ستان
همـــــــان گسترانیده آغوش گرم
به روی هزاران زند بوسه نرم
زآغـــــــوش گرمش بروید همه
بروید چــمن،پس خورد آن رمه
و زآن پـــس خورد آدمی آن آن
زمیـن مام من مام این کهکشان
به «مهر گیاه» دردل خاکـدان
فزودم «مشیانه و مشی » هان
درآغــوش گرمش بروید مــرا
بروید تمام گـــل و بــــــوته را
بلی مام میهن بـــود زن ،زمین
بود عشق شیــرین ایران زمین
سپنــــدارمذ گان بود جشن ما
بود رسم شیــــــــرین آرا ماتا
سپندارمذگان بـــــود جـشن زن
زمین مام گیتی و زن مـام مــن
چه گویم ازاین جشن وآئین مان
که عشق است آئینمان درجهان
من این جشن وآئین ایران زمین
ستایــم و بــوسم زمین را جبیـن
که این مهد مهد دل روشن است
دل پارسان عاشق مــــیهن است
کنون وقت اسپند مذگـــــان شده
جهان روبه مادرو زن،جان شد
مبارک بگویم تــــــرا زیب من
توئی اخــــتر پاک میهن تو زن
مبارک مبارک مبــــــارک ترا
سپندارمذ گـان مبــــــارک خدا
باورهاي ايراني، نسل بشر يا نخستين زن و مرد جهان، به نام «مشي و مشيانه» از ريشه دوگانه گياهي به نام «مهرگياه» در دل زمين بوجود آمده و آفريده شدهاند و در واقع زمين يا سپندارمذ، مادر نسل بشري دانسته ميشده است
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|